مقدس قمی می‌نویسد: نام سکینه دختر امام حسین (ع) آمنه و به قولی أمینه بود. مادرش رباب دختر امرءالقیس ‌بن‌عدی بوده که رئیس قبیله‌ی بکربن‌وائل و نصرانی بود. و در زمان عمر مسلمان شد و هنوز نمازی نخوانده بود که عمر ولایت ناحیه‌ای را به‌او داد و حضرت علی (ع) دخترش رباب را برای امام حسین (ع) خواستگاری نمود، و او قبول کرد. عبدالله (علی اصغر) و سکینه‌از او متولد شدند. امام حسین (ع) درباره‌ی سکینه و مادرش می‌فرماید:

لَعَمرُکَ إِنَّنی لَاُحبِ داراً تَکُونُ بِها سُکَینَه و الرَّبابُ

 اُحِبُّها وَ أبَذِلُ جُلَّ مالِی وَلَیسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتاب

 فَلَستُ لَهُم و إِنّ عابوُا مطیعاً حَیاتِی أویغَبّنی الترابُ

سوگند به جان تو، همانا من خانه‌ای که در آن سکینه و رباب باشد، دوست دارم. آن دو را دوست دارم و بیشتر اموالم را در راه‌ان دو بخشش می‌کنم. و به سرزنش ملامتگر اعتنایی ندارم. اگر ملامتگران مرا سرزنش کنند، تا زنده‌ام هرگز از آنها پیروی نمی‌کنم، تا اینکه خاک مرا در زیر خود پنهان نماید.( منتخب‌التواریخ،ص ۲۴۵)

از ابن‌قیتبه درباره‌ی جناب سکینه (س) نقل شده که می‌گفت: او سیره ی نیکو و بزرگواری وجود فراوان و عقل کامل داشت.

در «جیب‌السیر» آمده‌است که‌او را عقیله‌ی قریش می‌گفتند. و آن مخدره‌از ملکه‌ی فصاحت و بلاغت بهره‌ای وافر داشت.

در فضایل این مخدره کافی است که حضرت سیدالشهدا (ع) او را «خیرة‌النسوان» «بهترین زنان» خطاب فرمود. چنان‌چه نقل شد در روز عاشورا سکینه (س) را در حالی که فریاد می‌زد، به طرف پدر آمد و امام او را بسیار دوست می‌داشت، آن حضرت سکینه (س) را به سینه چسبانید و اشک‌هایش را با آستین پاک کرد و فرمود:  وَإِذا قُتِلَتُ فَأَنتِ أَولی بِالَّذی تَأتِینَهُ یا خیرَه‌النّسِوانِ(س)  هنگامی که کشته شدم تو ای بهترین زنان اولی هستی که به نزدم بیایی.

حضرت سکینه (س) دختر امام حسین (ع) در میان دختران آن حضرت(ع) از جایگاه والای در معنویت و مقامات عرفانی برخوردار بوده است. ا در حدیث آمده‌است که حسن‌مثنی فرزند امام حسن(ع) نزد عموی خود امام حسین (ع) آمد و یکی از دو دختر حضرت ـ فاطمه و سکینه ـ را خواستگاری کرد. امام حسین (ع) فرمودند: فاطمه را برای تو انتخاب کردم، چون در دیانت به مادرم فاطمه دختر رسول خدا(ص) بیشتر شباهت دارد. تمام شب را به تهجد می‌گذراند و روزها را روزه می‌گیرد. و در زیبایی چون حورالعین است، ولی سکینه «فغالَبَ عَلَیها الإستغراق مَعَ الیه فلا تَصلَحُ لِرَجُلٍ» صلاحیت زندگی با مردان را ندارد؛ چون مجذوب حق تعالی است.( الكني والألقاب، ج2، ص424؛ السید سکینه، ص۲۳، اسعاف‌الرّاغبین، ص۲۰۲)

حضرت سکینه چون  غالباً غرق جمال و جلال الهي است، شاهد قضيه اين است كه در قتلگاه با آن که خيليها بودند تنها كسي كه از آن گلوي بريده سخنان امام حسین(ع) را شنید با آن که کسانی چون زینب کبری(س)، امّ كلثوم یعنی زینب صغری(س)، و مانند آنان بودند  تنها كسي كه این را شنيد كه امام حسین (ع)‌ فرمود و به ایشان ماموریت می دهد تا سلام آن حضرت (ع) را به شيعيان برسانيد .

کفعمی در مصباح نقل کرده است که سکینه دختر امام حسین(ع) گفت: قالت سکینة: لمّا قتل الحسین (ع) اعتنقته فأغمی علیّ فسمعته یقول؛ چون امام حسین (ع) شهید شد او را در آغوش گرفتم و بیهوش شدم در آن حال شنیدم که می فرمود:

 شيعتي ما إن شربتم ري عذب فاذكروني‏

أو سمعتم‏ بغريب‏ أو شهيد فاندبوني

ای شیعیان من هرگاه آب خوش گوار نوشیدید از لب تشنه ی من یاد کنید و هرگاه درباره ی غریب و شهیدی سخنی شنیدید ؛ به یاد غربت و شهادت من گریه کنید.‏( كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية و جنة الإيمان الباقية)، 1جلد، دار الرضي (زاهدي) - قم، چاپ دوم، 1405 ق.)

 در مستدرک الوسائل نیز دوبیت ذکر شده است:

 شيعتي ما إن شربتم‏ ري عذب فاذكروني‏

 أو سمعتم‏ بغريب‏ أو شهيد فاندبوني‏( نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏17، ص26.)

در برخی از مصادر  سه بیت بیان شده است:

شیعَتی مَهماشَرِبْتُمْ ماءَ عَذْبٍ فَاذکُرونی       اَوْ سَمِعْتُمْ بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَاْنْدُ بُونی

لَیْتَکُمْ فی یَوْمِ عاشُورا جَمیعاً تَنْظُرونی        کَیْفَ اَسْتَسْقی  لِطِفْلی فَاَبَوْا اَنْ یَرْحَمونی

وَ اَناَ اَلْسِّبْطُ اَلَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتَلُونی     وَ بِجُرْدِ الْخَیْلِ بَعْدَ اَلْقَتْلِ عَمْداً سَحَقُوُنی

ترجمه ابیات

ای شیعیان من هرگاه آب خوش گوار نوشیدید از لب تشنه ی من یاد کنید و هرگاه درباره ی غریب و شهیدی سخنی شنیدید ؛ به یاد غربت و شهادت من گریه کنید.

ای کاش در روز عاشورا همه بودید و می دیدید که چگونه برای کودکم از دشمن آب گرفتم ، کودکم را بجای آب ، با خون تیر ظلم سیراب کرد

من نوه پیامبری هستم که بدون گناه مرا کشتند و بعد از کشتن از روی عمد بدنم را پایمال سم ستوران قراردادند و کوبیدند.

 

اما در برخی از مصادر این ابیات نیز افزوده شده است:

شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذكرونی

 أوسمعتم بغریب او شهید فاندبونی

 فأنا السبط الذی من غیر جرم قتلونی

 و بجرد الخیل بعد القتل عمدا سحقونی

 لیتكم فی یوم عاشورا جمیعا تنظرونی

 كیف استسقی لطفلی فابوا ان یرحمونی

وسقوه سهم بغی عوض الماء المعین

در برخی دیگر اضافاتی دیگر هم دارد:

شیعتی ما إن شربتم ری عذب فاذکرونی            أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبونی

و انا السبط الذی من غیر جرم قتلونی              و بجرد الخیل بعد القتل عمدا سحقونی

لیتکم فی یوم عاشورا جمیعا تنظرونی            کیف استسقی لطفلی فابوا ان یرحمونی

و سقوه سهم بغی عوض الماء المعین            یا لرزء و مصاب هد ارکان الحجون

ویلهم قد جرحوا قلب رسول الثقلین                فالعنوهم ما استطعتم شیعتی فى کل حین

(اسرار الشهادة، للفاضل الدربندی، ص 462؛ الدمعة الساکبة، ملا باقر البهبهانی، ص 350؛ معالی السبطین، محمد مهدی، المازندرانی، ج 2 ص 31)

البته بارها از سر بریده امام حسین(ع) قرائت شنیده  شده است ولی از تن بی سر آن حضرت(س) همین یک مورد نقل شده است. اما همه کسانی که در کوفه یا شام بودند این قرائت را نتوانستند بشنوند؛‌ چون شنیدن لیاقت می خواهد. خواندن آیه «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظلموا ای منقلبا ینقلبون» در شام  و یا قرائت «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ» در كوفه برای همه گوش ها قابل شنیدن نبود. در بين اين همه جمعيّت تنها این مطلب از زيدبن‌ارقم نقل می شود. آيا گوش همه آن لياقت را داشت این را بشنود؟ البته شکی  در اينكه وجود مبارك اين آيات را تلاوت فرمودند،‌نیست، اما آيا همه شنيدند؟ چطور شد آنها نشنيدند؟ چه گوشي مي‌خواهد تا انسان بشنود؟ با چه گوشي مي‌تواند بشنود؟ آنكه الآن تسبيح موجودات را همگان مي‌شنود با آن که خداوند به صراحت بر این حقیقت گواهی و شهادت می دهد. بی گمان تنها برخی توانایی این شنیدن را دارند. در عاشورا نیز این گونه است که تنها برخی شنیدند که در مقامات بالایی قرار داشتند. اگر همه می شنیدند که قیامی به پا می شد و دیگر اوضاع آن گونه که رقم خورد نمی ماند.

 

+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۱۱/۰۵ساعت 7:52  توسط خلیل منصوری  |