|
از نظر قرآن، انسان به طور فطری گرایش به محبوب دارد؛ یعنی اموری را دوست می دارد و آن را می خواهد. این امور ممکن است که محبوب حقی باشد یا باطل و ناحقی؛ زیرا محبوب می بایست ارزش آن را داشته باشد که انسان بدان علاقه مند شود و بدان گرایش یابد و آن را بخواهد. از نظر قرآن، انسان به دلایلی محبوب هایی را انتخاب می کند که شامل موارد زیر می شود:
البته ممکن است که کسی به این چهار تا اخیر همزمان گرایش داشته باشد؛ زیرا جمع میان این چهارگانه شدنی است؛ اما جمع میان چهار گانه اخیر با اولی شدنی نیست؛ زیرا انسان دو قلب ندارد تا دو دسته متضاد را محبوب خویش قرار دهد؛ چنانکه خدا می فرماید: مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ؛ خدا برای هیچ مردی دو قلب در درونش نگذاشته است.(احزاب، آیه 4) از نظر قرآن، محبوب های چهارگانه اخیر، جز شهوات انسانی است(آل عمران، آیه 14) که برای انسان تزیین و زینت داده شده و موجب گرایش انسان به آنها در سطح محبوب می شود؛ اما اگر انسان به حقیقت اینها پی می برد، بی گمان به جای آن که این امور را محبوب خویش قرار دهد، خدا را محبوب خود قرار می داد. البته بسیاری از مردم اموری را در سطح خدا بالا می برند و آن ها را در جایگاه خدا قرارداده و به همان میزانی که خدا را محبوب می دارند، آن امور را نیز محبوب خویش قرار می دهند، خدا می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ؛ از میان مردمان کسانی هستند که غیر خدا را همسان خدا گرفته و آنها را همانند خدا دوست می دارند و محبت آنان به این امور همسان محبت خدا است.(بقره، آیه 165)
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۱۰/۰۶ساعت 13:26  توسط خلیل منصوری
|
|