رياست طلبي را مي بايست بخشي از دنياطلبي انسان دانست؛ زيرا قدرت و ثروت از زينت هاي دنياست وكساني كه به اين سمت و سو كشيده مي شوند، كساني هستند كه دنيا چشم و دل ايشان را بسته و هواهاي نفس راه آخرت را بر آنان سد كرده است.
كساني كه به دنيا علاقه و دوستي شديدي پيدا كنند، چنان گرفتار دنيا مي شوند كه به هيچ چيزي نمي توان ايشان را از خواب غفلت بيدار كرد.
هنگامي هواهاي نفساني به وسوسه هاي شيطاني در اشخاص غلبه و چيره شود ، آنان را نسبت به حقايق هستي و فلسفه وجودي آفرينش كور و كر مي كند. اين گونه است كه جز انديشه پاسخ گويي به خواسته هاي نفساني به چيز ديگري نمي انديشد.
در اين دنيا كه از آن به جهان آزمون و گرفتاري هاي از آن ياد مي كنند، هر كسي را به چيزي مي آزمايند. بسياري از مردم به قدرت و ثروت آزموده مي شوند و نشان مي دهند كه معبود و خداي ايشان بر خلاف گفتار و ظاهرشان همان قدرت و ثروت است. از اين رو طوق بندگي قدرت وثروت بر گردن مي افكند و در معبد قدرت و ثروت بيتوته كرده و به عبادت و پرستش آن مي پردازند.
شايد بزرگ ترين ضربه اي كه اسلام و امت از جايي خورده باشد، از سوي كساني است كه گرفتار قدرت و ثروت شده اند. البته برخي قدرت و ثروت را مي خواهند و به آن گرايش دارند ولي برخي ديگر آن چنان دلبسته و عاشق جنوني قدرت و ثروت مي شوند كه جز عشق آن دو چيزي ايشان را سير و اشباع نمي كند.
در ميان امت اسلام ، كساني كه عاشق قدرت هستند بدتر از عاشقان ثروت مي باشند. از اين روست كه در روايات بدترين امت را عاشقان قدرت دانسته اند. از امام صادق (ع) روايت است كه فرمود: اتري لااعرف خياركم من شراركم؟ بلي والله و ان شراركم من احب ان يوطا عقبه انه لابد من كذاب او عاجز الراي ؛ آيا گمان مي كني من خوبان و بدان شما را نمي شناسم؟ چرا به خدا كه آنان را مي شناسم. بدترين شما كسي است كه رياست را دوست دارد و دوست مي دارد تا مردمان پشت سرش راه بروند. اين شخص به ناچار بايد دروغ بگويد و يا ناتوان در راي و پاسخ به مردمان باشد.(اصول كافي، كليني، ج 3 ، ص 407)
در اين روايت به خوبي برخي از به ظاهر اهل ايمان را كه در پس پرده اي ريا و توجيهات شرعي و ديني قرار مي گيرند تا حب رياست خويش را پوشيده نگه دارند ، معرفي مي كند. اينان هر چند كه بر خلاف باطن خويش رفتار مي كنند و اسم رياست طلبي و رياست خواهي را بر زبان نمي آورند ولي در دل هايشان دوست مي دارند كه از سوي مردمان مدح و ستايش شوند و مردمان براي احترام و تكريم ايشان در پشت سرشان گام بردارند و اينان در جلو حركت كنند تا به نوعي برتري و قدرت طلبي خود را نشان دهند. اين افراد چون خودشان از قدرت و عزت واقعي بهره اي نبرده اند و چيزي در ايشان نيست تا مردمان به سبب آن فضايل به دنبال ايشان بروند، به ناچار به دروغگويي رو مي آورند تا مردمان را جذب خود كنند و با آن كه از توان نظريه پردازي و راي صائب برخوردار نمي باشند مي كوشند خود را صاحب نظريه و راي نشان دهند. اين گونه است كه در پس چهره هاي ظاهر الصلاح ، چهره قدرت طلب خويش را مي پوشانند و ريا و دورويي باطن خويش را نهان مي سازند.
امام رضا (ع) نسبت به افرادي كه حب رياست دارند ، به شدت هشدار مي دهد؛ زيرا اين افراد تنها موجبات از ميان رفتن دنياي مردمان نمي شوند بلكه دين مردمان را نيز از ميان مي برند و به دين و دنياي مردمان خسارت هاي جبران ناپذيري وارد مي سازند.
معمر بن خلاد نزد امام رضا(ع) نام مردي را مي برد و مي گويد: انه يحب الرياسه؛ آن شخص دوست دار رياست است.
امام رضا(ع) فرمود: ما ذئبان ضاربان في غنم قد تفرق رعاوها باضر في دين المسلم من الرياسه ؛ اگر دو گرگ درنده به يك گله گوسفند كه چوپان آن حاضر نباشد حمله كند خسارتي كه مي زنند كم تر از خسارتي است كه يك انسان رياست طلب به دين مسلمانان وارد مي سازد.(اصول كافي، ج 3 ، ص 405)
اگر نگاهي به وضعيت كنوني كشور بشود به خوبي مصداق اين روايات را مي توان يافت. گروهي با رياست طلبي و حب رياست چنان ضربه اي به بنيادهاي ديني مردم زدند كه به اين سادگي نمي توان آن را جبران كرد. در همين مدت كوتاه اين گرگان دين و ايمان مردمان، توانستند با رفتارهاي قدرت طلبانه خويش ، جامعه ايماني و اسلامي را در داخل و كشور به سمت و سوي سستي و ضعف ببرند و عزت و اقتدار امت را خدشه دار سازند.
مي گويند روزي مورچه اي به حضرت سليمان (ع) عرض كرد : مي داني چرا باد تحت فرمان توست؟
حضرت (ع) فرمود: نه .
مورچه گفت: براي اين كه بداني رياست و حكوت تو ثبات و استواري اش بر پايه باد است.
به هر حال رياست و قدرت طلبي ، نه تنها خود هواهاي نفس و بادي است كه مي بايست از آن پرهيز كرد بلكه از كساني كه رياست دوست هستند مي بايست به شدت هراسيد كه اينان دين و دنياي امت را بر باد مي دهند و نابودي جامعه را رقم مي زنند.
مريد بازي
برخي از كساني كه اهل قدرت و ثروت هستند، در پي اين هستند كه براي خود مريد و هودار و پيرو درست كنند. اين بيماري بسيار خطرناك است. اينان براي كه در جامعه اسلامي مردم از انسان هاي قدرت طلب و رياكار بدشان مي آيد ، رفتاري را در پيش مي گيرند كه در ظاهر خوب است ولي باطن آن دوزخي است. حضرت اميرمومنان در وصف ايشان مي فرمايد: ما اقبح بالانسان باطنا عليلا و ظاهر جميلا؛ چه قدر زشت است كه ظاهر انسان زيبا و باطنش بيمار باشد.(غرر الحكم، آمدي ، ص 749)
خداوند به حضرت موسي (ع) وحي كرد: يا موسي من كان ظاهر ازين من باطنه فهو عدوي حقا و من كان ظاهر و باطنه سواء فهو مومن حقا و من كان باطنه ازين من ظاهره فهو وليي حقا؛ اي موسي ! هر كسي كه ظاهرش از باطنش بهتر باشد او به حقيقت دشمن من است و كسي كه ظاهر و باطنش يكسان است او مومن واقعي است و كسي كه باطنش از ظاهرش بهتر باشد او به حقيقت ولي و دوست من است.(جامع الاخبار، ص 185)
بنابراين كساني كه به ظاهر دنبال خدمت مردم هستند ولي در باطن در انديشه رياست بر ايشان مي باشند جز منافق و رياكار نمي توان نامي بر آنان نهاد كه بدترين مردمان و اشرار امت مي باشند.
برخي از مومنان نا خواسته در دام افرادي مي افتند كه مراد پرور هستند. اين افراد مي كوشند تا در گوش مومنان و اهل ايمان بخوانند تا آنان را مراد خود و ديگران قرار دهند و با جلو انداختن آنان ايشان را به دوزخ بيافكنند. بنابراين اهل ايمان بايد مواظب اين دسته افراد باشند ؛ زيرا اينان اندك اندك حب رياست را در دل هايشان مي افكنند و گمراهي را براي آنان رقم مي زنند.
به هر حال رياست طلبي و حب رياست عامل مهمي در دين زدايي از جامعه است. بنابراين مي بايست از اين گروه پرهيز كرد و اجازه نداد تا رياست طلبان با ظاهر سازي هاي دروغين به اهداف خود برسند.