
طبيعت در رستاخيز بهار به آدمي درس هاي بسياري مي آموزد. يكي از بهترين درس هايي كه درآيات متعددي از قرآن بدان اشاره شده، درس رستاخيز و معاد جسماني انسان هاست. قرآن با اشاره به باران هاي بهاري كه انواع گوناگون و زيبايي از گياهان را از دل خاك بيرون مي آورد به بيرون آمدن انسان ها از درون گورها اشاره مي كند و مي گويد زماني كه بادها در صور اسرافيل دميده شده و باران رحمت الهي بر جهان باريد و دوباره پس از فرآيندي زمين و آسماني با زماني ديگر پديد آمد آدمي از ميان آن همه هيچ بيرون مي آيد و چشم به هستي ديگري مي گشايد كه از آن به رستاخيز ياد مي كند. آن روز است كه هر كسي چون دانه هايي ريز تك سلولي به هم پيوسته مي شود و از خاك عناصر استخواني او پديد و بر آن گوشت مي رويد و جان در تن خاكي آخرتي اش دميده مي شود و آن گاه است كه آدمي در برابر عظمت خداوند مي ايستد تا مخالفان و دشمنان كمال در برابر عظمت جلال و واحديت جباريت او بياستند و مومنان در لقاي ديدار آن هم چون نظاره گران به بوستان و گلستان جمال كبريايي او بنگرند و از صوت داوودي بهشتان مدهوش و مجذوب شوند.
پراکندگی : مرکز چین
محیط زیست : کوههای مرکزی چین
تاریخچه : لینه 1758
مشخصات : بهترین گزینه برای تازه کارها بشمارمیآید . زیرا بسیارزیبا ، مقاوم ، آسان برای نگهداری ، میباشد .
بسیاری از قرقاولهای لیدی آمهرست هائی که درابتدا وارد اروپا شدند ، نربودند ، وپرورش دهنده ها آنها را با ماده های طلائی جفت کردند .
این مسئله خیلی مهم است که ماده طلائی از لیدی آمهرست درست تشخیص داده شود .
اختلاف ماده طلائی با گونه های لیدی آمهرست :
1 – رنگ پاهای طلائی ها زرد است .
2 – ماده های طلائی ها از ماده های لیدی آمهرست کوچکتر هستند .
3 – پاهای ماده های لیدی آمهرست ها رنگ سبز- خاکستری دارد .
4 – ماده های طلائی هیچ زمینه کمرنگ قرمزی درفرق سرندارند ( یا درتاجشان) .
مکان نگهداری : بسترمناسب با مساحت 9 مترمربع
تغذیه : کنسانتره ها ، دانه وتخم پرندگان ، سبزیجات و حشرات زنده و کرمها .
سن بلوغ : سال دوم ولی ممکن است دریک سالگی هم تخم ها بارور شوند .
فصل تولید مثل : اواخر اردیبهشت
تعداد تخم ها درطول یکسال : 24 تا 36 تخم
زمان لازم برای تولد جوجه : 22 تا 23 روز
قرقاول بومی جنگل های انبوه هند . این قرقاول پرنده ای بزرگ و قدرتمند است که بیشتر وقت خود را صرف گشتن زمین برای پیدا کرن غذا می کند غذای او دانه و نباتات و حیوانات کوچک مثل مارهای سمی کوچک است.






| انتخابات و بيعت حمايت | |
|
|
| نگارش یافته توسط خلیل منصوری | |
| 21 اسفند 1386 ساعت 17:11 | |
|
فرهنگ سياسي اسلام سرشار از آموزه هاي همگرايي و همسويي ميان دولت و ملت است. امت در نظام اسلامي شهروندان متعهد و مسئول در برابر خدا ، خلق و
|
در روزگارانی نه چندان دور؛ این پرنده ی زیبا و رویایی زینت بخش جلگه ها و بیشه زارهای مازندران و گیلان زمین بود
و اکنون کم یاب و شاید در فردایی نه چندان دور؛ نایاب!


رفتار
شناسی رابطه شیطان و انسان اجتماعی
درباره
رابطه رفتاری شیطان و انسان بسیار شنیده و خوانده اید. بسیاری از کتاب های اخلاقی
و دینی به این موضوع پرداخته اند و مسایل ریز و درشت آن را به دقت موشکافی و تحلیل
و تبیین کرده و حتی توصیه های نیز به عنوان آموزه های اخلاقی و یا قانونی شریعت
ارایه داده اند ؛ با این همه به نظر می رسد که کم تر کسی به انسان اجتماعی نگریسته
باشد وبه تحلیل و تبیین رابطه انسان اجتماعی یعنی جامعه به عنوان یک واحد کل و یا
کلی توجه داده باشد. با آن که به نظر می رسد که میان رابطه انسان فردی با شیطان
فردی از سویی با رابطه انسان اجتماعی و جامعه به عنوان کل با شیطان وجوه اشتراک و
تمایز چندی است؛ این نظر به ویژه بر پایه مبانی کسانی که برای جامعه هویت و ماهیت
مستقلی قایل هستند مانند علامه طباطبایی و مرتضی مطهری بسیار مورد تامل و دقت است.
در این نوشتار تلاش می شود تا از نظر روان شناسی اجتماعی و رفتار شناسی ، مبانی و
اصول ، ویژگی ها و هم چنین کلیاتی از رفتارهای عمومی و کلی در ارتباط با تعاملات
میان جامعه و شیطان بر اساس تحلیل و تبیین قرآنی به دست داده شود. با تاکید بر این
نکته که مراد از انسان اجتماعی، انسان فردی نیست که در جامعه قرار می گیرد و نوعی
رفتار خاصی را نسبت به جمع و یا جامعه در پیش می گیرد ، بلکه مراد از انسان اجتماعی در این نوشتار همان جامعه و
اجتماع بشری است. در حقیقت در این نوشتار تلاش بر آن است که تعاملات اجتماع بشری و
شیطان شناخته و ویژگی های آن بازخوانی و مشترکات و یا تمایزات آن ردگیری و تبیین
گردد.
مشكلي كه در طول تاريخ وجود داشت و دارد اين است كه برخي خواسته و ناخواسته جايگاه و موقعيت خود را فراموش مي كنند و براي خود مقامي در عرض مقام والاي خليفه خداوند وانسان كامل داراي عصمتي مي گذارند كه از مقام مخلصين به كسر لام به مقام مخلصان به فتح لام به فضل و عنايت الهي رسيده اند. آناني كه خداوند ايشان را به اراده و مشيت خويش تطهير كرده است و به عنوان انسان ها و الگوهاي كامل معرفي نموده است. آناني كه به ربوبيت طولي خويش بر همه هستي تسلط دارند و هر چه را خواهند بدانند مي دانند و هر چه را بخواهند انجام دهند به حكم ما تشاء انجام مي دهند. اگر در بهشت بر بهشتيان : بما تشتهيه الانفس و خواسته هاي جان و روان همه چيز فراهم است ايشان در دنيا و زمين چنين مقام و منزلتي است. آنان به اذن الهي يعني همان ربوبيت طولي مي توانند هر كاري را انجام دهند وهر چه را خواهند تحقق بخشند و هر كسي را به مقام شايسته كمالي خويش رسانند.
با اين همه برخي گمان باطل برده اند كه ايشان را نيز در پيشگاه خداوندي همان مقام و منزلت است. از اين روست كه منافقان در عصر پيامبر(ص) استغفار پيامبر (ص) را همانند استغفار خويش مي شمردند كه شايد طريق قبول را بپيمايد و چه قبول افتد و يا نيافتد. اين توهم و خيال باطل موجب شد تا خداوند به مقام و منزلت پيامبر(ص) اشاره كند و بفرمايد كه استغفار وي را همانند استغفار خويش نشماريد و به ايشان توسل جسته و او را وسيله رهايي و نجات خويش قرار دهيد و دست به دامان كرامت و شرافت ايشان دراز كنيد تا به مقام محبوبيت در نزد خدا برسيد. هر كسي مي خواهد محبوب خداوند شود تنها از طريق تمسك به خاندان عصمت و طهارت است و اين گونه است كه مي فرمايد : هر كه خواهد محبوب خدا شود از من پيروي كند و همو مي فرمايد كه طريق من عشق و دوستي به اهل بيت (ع) است و اين كه هل الايمان الا الحب.
با اين همه برخي در همان عصر براي خود دكاني در عرض ايشان مي ساختند و در زمان امامان (ع) بسياري بودند كه براي يادگيري احكام دين به خانه اهل بيت (ع) نرفته و راه به بيراهه برده و به ابوهريره ها و ديگراني كه خود چيز از انبان تهي خويش نداشتند تمسك مي جستند.
شيخ صدوق محمد بن علي بن بابويه قمي در كتاب شريف علل الشرايع حديثي را آورده است كه بسيار شگفت و جالب است كه چگونه برخي ره گم كرده اند و به جاي اين كه به اصل تمسك جويند به فرع و بلكه حتي به برگ هاي ريخته تمسك مي جستند. در روايت است که پيامبر(ص) روزي در مسجد نشسته بود و به اصحاب گفت : اکنون مردي از اهل بهشت بر شما وارد مي شود. همه نگريستند ديدند که ابوذر وارد شد.
پس از پايان جلسه و نشست هنگامي که ابوذر از مسجد بيرون رفت اولي و دومي نيز در پي او رفتند و از او خواستند که براي عاقبت به خيري آنان دعا کند.
ابوذر نگاهي به ايشان کرد و گفت: وقتي در چهره شما مي نگرم شما را عاقبت به خير نمي يابم .
گفتند : چرا؟ ابوذر گفت : چه کسي به شما خبر داد که من اهل بهشت هستم ؟ گفتند: پيامبر (ص) .
گفت : شما پيامبري که از بهشت و دوزخ و آسمان ها خبر دارد و حتي اين خبر را به شما داده ول کرده ايد و به سراغ من آمده ايد. شما بايد اصل را مي گرفتيد و نه مرا.
در کتابي درباره عارف بزرگوار نخودکي اصفهاني آمده است که روزي وارد بر دکان عطاري روشن نهاد مي شود و از وي مي خواهد که وي را نصحيت و پند دهد. عطار گفت : شما همان نخودکي معروف هستيد که مي خواهيد از من پند و اندرز بشنويد؟ گفت : آري پندم ده که بدان نيازمندم . عطار گفت : ظرفيت آن را داري ؟ گفت: آري . عطار گفت: تو به خاطر کارهاي خوبي که کرده اي و تهجد و تلاش خويش توانسته اي به مقامي برسي که خداوند يک چک سفيد امضا به تو داده است ولي تو آن را در همين دنيا خرج کرده اي و چيزي براي آخرت خودت ذخيره نکرده اي. بيمار شفا مي دهي و زن نازا را با دعا بچه دار مي کني و کارهاي ديگر مي کني. تو با اين کارت به خودت خسارت زدي و اين غير از اين است که مردم را از در خانه اهل بيت (ع) راندي و به سوي خودت کشيدي . تو همه اين ها را به عنايت ائمه و امام رضا(ع) انجام مي دهي ولي دکاني در کنار آنان باز کردي تا مردم به سوي تو متمايل شوند.
اين داستان به اين معناست كه نخودكي خواهان اندرز بود و آن شخص به او مي فرمايد كه نكند كه در عرض امامان (ع) دكان بزند. هر چند كه خود نخودكي مي دانست كه اين توان از امامان (ع) گرفته و است و در طول قدرت و عنايت ايشان عمل مي كند ولي ساده لوحاني هستند كه ايشان را مي بيند و امامان (ع) را فراتر از ايشان نمي بينند چنان كه برخي ابوذر را مي ديدند و پيامبر(ص) را نمي ديدند ويا حتي پيامبر (ص) و ديگر واسطه هاي فيض را مي بينند و لي خدا را نمي بييند.
هوشيار باشيم كه نه دكان بزنيم و نه مردم را از اهل بيت دور سازيم و نه ميان طول و عرض اشتباه كنيم و يا مردم را به اشتباه وادار سازيم
روابط دختر و پسر در عصر رسالت برخلاف امروز نه تنها معضل نبوده بلکه حتی مساله ای برای طرح نبوده است تا آموزه های وحیانی بدان بپردازد و فصلی
بزرگ و یا کوچکی از آموزه های آن را به خود اختصاص دهد. شاید به نظر می رسد که معضل و یا مشکل و یا حتی مساله روابط دختر و پسر امری زایده خیال و یا توهم و حتی تغییرات بنیادین در بینش و نگرش متشرعان و اهالی اسلام باشد که بیرون از چارچوب های قانونی و هنجاری اسلام و بینش و نگرش آن شکل گرفته و قوام یافته و به عنوان حدود و رسوم و قوانین شفاهی و سپس با کمی اغماض از سوی فقیهان به عنوان مساله و در نهایت به علل مختلف به شکل مشکل و معضل خود نمایی کرده است.